مطالب این نرم افزار :
-تشرف مقام عظمای ولایت حضرت آیت الله خامنه ای محضر مبارک حضرت مهدی عج
-پاسخ حضرت مهدی به ۱۰ سؤال در سال ۱۳۷۲
-حضرت مهدی عج فرمودند ایشان ( سیدعلی خامنه ای ) ازماهستند.
-دعای حضرت مهدی عج برای مقام مظم رهبری درعرفات
-امام بعد از من کسی خواهد آمد که پرچم را به دست حضرت مهدی خواهد داد
-امام به آقا سید علی (خامنه ای) بگو اینقدر از خدا طلب مرگ نکند ! فرج نزدیک است ان شاءالله
-آقای سید علی عزیز ، در زمان رهبری تو ، حجت ابن الحسن العسکری ظهور خواهد کرد
-آیت الله بهاءالدینی (ره) الحمد لله! ما به حرف این سید (آیت الله خامنهای) گوش کردیم، آقا (امام زمان عج) آمد ملاقات ما
سخنرانى در دیدار با مسؤولان و کارگزاران نظام جمهورى اسلامى ایران، به مناسبت عید سعید غدیر

بسماللَّهالرّحمنالرّحیم
بُعد اول واقعهى غدیر، امضاء و اثبات فضایل امیرالمؤمنین
من هم این عید سعید و بزرگ را به همهى مسلمانان و حقجویان عالم و به ملت شریف و عظیمالشأن ایران و به شما برادران و خواهرانى که در اینجا تشریف دارید، تبریک و تهنیت عرض مىکنم. خداوند ما را از برکات این روز و درسهاى بزرگى که به ما مىدهد، برخوردار کند.
در روز غدیر، این حرکت عظیمى که طبق روایات متواتره، به وسیلهى نبىّاکرم (صلّىاللَّهعلیهوالهوسلّم) انجام شد، داراى ابعادى بود. البته یک بُعد، فضیلت امیرالمؤمنین بود. مردم هم مىدانستند و از نزدیک این فضایل را در آن بزرگوار مشاهده مىکردند. پیامبر اکرم، و در واقع ارادهى الهى هم همان فضایل و ارزشها را معتبر دانست و بر اساس آن ارزشها، ولایت و حاکمیت بعد از پیامبر را تعیین کرد. معلوم شد آن کسى مىتواند در مرتبهى حکومت بر مسلمین قرار بگیرد، که داراى آن ارزشها باشد. لازم نبود که پیامبر اکرم فضایل امیرالمؤمنین را در آن روز بیان کند؛ مردم مىدانستند.
«ابنابىالحدید» مىگوید: فضایل علىبنابىطالب به طورى در آن روز براى مردم واضح بود که بعد از رحلت پیامبر، احدى از مهاجران و اغلب انصار شک نداشتند که مسألهى خلافت بر على قرار خواهد گرفت؛ یعنى در نظر آنان جزو مسلّمات بود. در موارد دیگر، خود رسول اکرم هم راجع به امیرالمؤمنین چیزهاى زیادى فرموده است.
آنچه از طرق ما شیعیان و نیز از طریق اهل سنت روایت شده، متواتر است. خیلى از فضایل را به شکل متواتر، هم شیعه و هم سنى روایت کردهاند؛ مخصوص شیعه نیست. حتّى یکى از مورخان قدیمى مشهور - «ابن اسحاق» صاحب سیرهى معروف - مىگوید: پیامبر به امیرالمؤمنین فرمود: اگر بیم این را نداشتم که مردم در باب تو حرفهایى بزنند که پیروان عیسى دربارهى او زدند، چیزى را دربارهى تو مىگفتم که هرجا عبور مىکنى، مردم خاک زیر پاى تو را به عنوان تبرک بردارند. این روایت شاید از طرق شیعه هم نقل شده باشد؛ من ندیدهام. «ابنابىالحدید» از «ابناسحاق» نقل مىکند؛ یعنى کسانى که معتقد به نصب امیرالمؤمنین هم نیستند، اما این حرفها را در فضایل آن حضرت دارند.
این، یک بُعد واقعهى غدیر است؛ یعنى امضاء و اثبات این فضایل و اینکه این فضایل و ارزشها، به حکومت و به این ارزش قراردادى در جامعهى اسلامى منتهى مىشود. این بُعد، بُعد بسیار مهمى است و معلوم مىشود که در اسلام، طبق دید پیامبر و وحى الهى، حکومت تابع ارزشهاست؛ تابع چیزهاى دیگر نیست. این، خود یک اصل اسلامى است.
إنّما ولیّکم اللّه و رسوله و الّذین امنوا الّذین یقیمون الصّلوة و یؤتون الزکوة و هم راکعون.

از آیاتى که به اتفاق شیعه و اهل سنت در شأن امیرمؤمنان على، علیهالسلام، نازل شده آیه 55 سوره مائده است که به «آیه ولایت» مشهور شده است؛ در این آیه مىخوانیم: إنّما ولیّکم اللّه و رسوله و الّذین امنوا الّذین یقیمون الصّلوة و یؤتون الزکوة و هم راکعون. جز این نیست که ولى شما خداست و رسول او و مؤمنانى که نماز مىخوانند و همچنان که در رکوعند انفاق مىکنند. در تفسیر »مجمعالبیان« در شأن نزول این آیه روایتى نقل شده که شنیدنى است؛ ابوذر غفارى روزى تعدادى از مردم را که به همراه جمعى از یاران رسول خدا، صلّىاللَّهعلیهوآله، در کنار زمزم نشسته بودند، خطاب قرار داده و مىگوید: اى مردم! هر کس که مرا مىشناسد که مىشناسد، و هرکس که نمىشناسد من خودم را به او معرفى مىکنم؛ من جندب بن جناده بدرى، ابوذر غفارى هستم، من با این دو [گوشم] شنیدم - کر شوم اگر چنین نباشد - و با این دو [چشمم] دیدم - کور شوم اگر چنین نباشد - که رسول خدا، صلّىاللَّهعلیهوآله، مىفرمود: »على [علیهالسلام] رهبر و پیشواى نیکان و کشنده کافران است. هر کس او را یارى کند یارى مىشود و هرکس او را خوار و بى پناه کند خوار و بى پناه مىشود.« بدانید روزى از روزها نماز ظهر را با رسول خدا، صلّىاللَّهعلیهوآله، در مسجد مىخواندم، مستمندى وارد مسجد شد و از مردم تقاضاى کمک کرد، اما کسى چیزى به او نداد، او دست را به آسمان بلند کرد و گفت: خدایا! تو شاهد باش که من در مسجد رسول خدا تقاضاى کمک کردم ولى کسى چیزى به من نداد. در همین حال على، علیهالسلام، که در حال رکوع بود با انگشت کوچک دست راست خود، که انگشترى در آن بود، به او اشاره کرد. مرد مستمند نزدیک آمد و انگشتر را از دست آن حضرت بیرون آورد. پیامبر اسلام، صلّىاللَّهعلیهوآله، که در حال نماز بود این ماجرا را مشاهده کرد؛ هنگامى که از نماز فارغ شد. سر به سوى آسمان بلند کرد و چنین گفت: »اى پروردگار من! سینه مرا گشاده گردان و کار مرا آسان ساز و گره از زبان من بگشاى تا گفتار مرا بفهمند و یاورى از خاندان من براى من قرار داده، برادرم هارون را. پشت مرا بدو محکم کن و در کار من شریکش گردان« پس قرآن ناطق را1 بر او فرستادى که »تو را به برادرت قویدست خواهیم کرد و برایتان حجتى قرار مىدهیم. به سبب نشانههایى که شما را دادهایم، به شما دست نخواهند یافت.« بار خدایا! م2 محمد، پیامبر تو و برگزیده تو هستم، سینه مرا براى من گشاده گردان، کار مرا آسان ساز و یاورى از خاندانم، على را، براى من قرار داده و پشت مرا بدو محکم کن!« ابوذر مىگوید: »پیامبر خدا هنوز سخنش را به پایان نبرده بود که جبرئیل از سوى خدا بر او نازل شد و گفت: »اى محمد! بخوان!« گفت: »چه بخوانم؟« گفت: »بخوان: جز این نیست که ولى شما خداست و رسول او و مؤمنانى که نماز مىخوانند و همچنان که در رکوعند انفاق مىکنند«3.
پىنوشتها:
1. سوره طه (20)، آیه 25-32.
2. سوره قصص (28)، آیه 35.
3. الطبرسى، ابوعلى الفضل بن الحسن، مجمعالبیان فى تفسیر القرآن، ج3، ص347-346؛ همچنین ر.ک: احقاق الحق، ج2: ص410-399؛ الشوکانى، فتح القدیر، ج2 ص50؛ المتقى الهندى، کنزالعمّال
وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِن ذُرِّیَّتِی قَالَ لاَ یَنَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ ﴿۱۲۴-بقره﴾

چه رابطه اسرارآمیزی بین حادثه شگفت انگیز قربان و حادثه عظیم غدیر وجود دارد؟ وجه تشابه به قربانگاه رفتن فرزند ابراهیم با قربانی شدن فرزند علی در کربلا در چه چیز است؟ شباهت واقعه تولد علی در خانه خدا با قربانی شدنش در خانه خدا چیست؟ چه رابطهای بین امام شدن ابراهیم خلیل الله با به امامت رسیدن علی ولی الله وجود دارد؟ خداوند متعال میفرماید:
وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِن ذُرِّیَّتِی قَالَ لاَ یَنَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ ﴿۱۲۴-بقره﴾
و چون ابراهیم را پروردگارش با کلماتى بیازمود و وى آن همه را به انجام رسانید [خدا به او] فرمود من تو را پیشواى مردم قرار دادم [ابراهیم] پرسید از دودمانم [چطور] فرمود پیمان من به بیدادگران نمىرسد. ﴿۱۲۴-بقره﴾

آنها [آمریکاییها] میگویند توى این قضایاى گوناگون منطقهاى، طرف ما ایران است. ایران نیست. جمهورى اسلامى ایران تأثیرش تأثیر معنوى است. بله، اقتدار جمهورى اسلامى ملتها را بیدار میکند؛ شکى نیست. آن وقت نتیجه این میشود که دولتى در عراق سر کار مىآید که آمریکائىها همهى تلاش خودشان را میکنند که این بر سر کار نیاید، اما به خاطر بیدارى و هشیارى مردم سر کار مىآید. تأثیر جمهورى اسلامى اینجورى است. در جاهاى دیگر هم همین جور است.
ما این راه را ادامه خواهیم داد. ما قلهها را شناختیم؛ میدانیم کجا میخواهیم حرکت کنیم؛ «لتکونوا شهداء على النّاس» (1). این راه، راهى است که باید بتواند ملت ما را به اسلام نابِ کامل برساند؛ که خیر دنیا و آخرت در آن است. حیات طیبهى دنیا و آخرت در اسلامِ کامل است.
1 ) سوره مبارکه البقرة آیه 143
وَکَذٰلِکَ جَعَلناکُم أُمَّةً وَسَطًا لِتَکونوا شُهَداءَ عَلَى النّاسِ وَیَکونَ الرَّسولُ عَلَیکُم شَهیدًا ۗ وَما جَعَلنَا القِبلَةَ الَّتی کُنتَ عَلَیها إِلّا لِنَعلَمَ مَن یَتَّبِعُ الرَّسولَ مِمَّن یَنقَلِبُ عَلىٰ عَقِبَیهِ ۚ وَإِن کانَت لَکَبیرَةً إِلّا عَلَى الَّذینَ هَدَى اللَّهُ ۗ وَما کانَ اللَّهُ لِیُضیعَ إیمانَکُم ۚ إِنَّ اللَّهَ بِالنّاسِ لَرَءوفٌ رَحیمٌ
ترجمه :
همانگونه (که قبله شما، یک قبله میانه است) شما را نیز، امت میانهای قرار دادیم (در حد اعتدال، میان افراط و تفریط؛) تا بر مردم گواه باشید؛ و پیامبر هم بر شما گواه است. و ما، آن قبلهای را که قبلا بر آن بودی، تنها برای این قرار دادیم که افرادی که از پیامبر پیروی میکنند، از آنها که به جاهلیت بازمیگردند، مشخص شوند. و مسلماً این حکم، جز بر کسانی که خداوند آنها را هدایت کرده، دشوار بود. (این را نیز بدانید که نمازهای شما در برابر قبله سابق، صحیح بوده است؛) و خدا هرگز ایمان [= نماز] شما را ضایع نمیگرداند؛ زیرا خداوند، نسبت به مردم، رحیم و مهربان است.
بیانات در دیدار مردم قم در سالروز قیام 19 دی - 1389/10/19

خداى متعال کسانى را که سوءظن به وعدهى او دارند، سوءظن به او دارند، لعنت فرموده است؛ «و یعذّب المنافقین و المنافقات و المشرکین و المشرکات الظّانّین باللَّه ظنّ السّوء علیهم دائرة السّوء و غضب اللَّه علیهم و لعنهم و اعدّ لهم جهنّم و سائت مصیرا»؛(1) یعنى خداى متعال کسانى را که سوءظن به وعدهى الهى دارند، مذمت میکند. خداى متعال فرموده است که «لینصرنّ اللَّه من ینصره»؛(2) «أوفوا بعهدى أوف بعهدکم».(3) در راه خدا حرکت کنید، خداى متعال کمک میکند. حالا این فقط هم وعدهى الهى نیست. ما اگر آدمهاى دیرباورى هم باشیم، آدمهاى کورباطنى هم باشیم که نتوانیم درست وعدهى الهى را قبول کنیم، تجربهى ما به ما این را نشان میدهد. کدام از عناصر اصلى انقلاب و دوستان انقلاب و طرفداران انقلاب و دشمنان انقلاب، چهل سال قبل از این، احتمال میدادند که یک چنین اتفاقى در کشور بیفتد؟ یک حادثهى به این عظمت، یک بناى به این رفعت به وجود بیاید؟ کى احتمال میداد؟ اما شد؛ به خاطر توکل به خداى متعال، به خاطر عزم راسخ، به خاطر نهراسیدن از مرگ، نهراسیدن از شکست، پیش رفتن به نام خدا و توکل به خدا اتفاق افتاد. بعد از این هم همین خواهد شد.
3 ) سوره مبارکه البقرة آیه 40
یا بَنی إِسرائیلَ اذکُروا نِعمَتِیَ الَّتی أَنعَمتُ عَلَیکُم وَأَوفوا بِعَهدی أوفِ بِعَهدِکُم وَإِیّایَ فَارهَبونِ
ترجمه :
ای فرزندان اسرائیل! نعمتهایی را که به شما ارزانی داشتم به یاد آورید! و به پیمانی که با من بستهاید وفا کنید، تا من نیز به پیمان شما وفا کنم. (و در راه انجام وظیفه، و عمل به پیمانها) تنها از من بترسید!
← صفحه بعد
