گوش کن خدا با تو حرف میزند!

۳- اعتقاد به مطلبى باطل و درست پنداشتن آن و اعتقاد به این که خلاف آن کفر یا گمراهى مى باشد، نیز از موانع فهم است . زیرا قبل از این که قلب بتواند حق را ببیند و با آن روشن بشود، آن را کفر پنداشته و آن را توجیه و تأویل مى کند. و تا زمانى که چنین تعصب باطلى در شخص باشد، هیچگاه توانایى رسیدن به حق را نخواهد داشت .
۴- هنگام تفسیر آیه تفسیر ظاهر و آشکارى را ببیند و خیال کند تمامى مراد آیه همین است و برداشتى غیر از این ، تفسیر برأى و حرام مى باشد. و این خلاف دستور خدا برای تدبر در قرآن است.
داشتن هریک  از صفات و اخلاق رذیله سبب مى شود که قلب نتواند معانى قرآن را بفهمد مانند آینه اى که زنگار گرفته و شکل ها را بخوبى منعکس نمى کند.زمانى که خواننده قرآن حقیقت و بزرگى قرآن را دریافت ، باید در آیات او تدبر کند و وقتى تدبر کرده و موانع فهم را از سر راه برداشته و در صدد فهمیدن آن بر آمد، طبیعتا منظور خدا در کلامش براى او، آشکار مى شود. – البته بمقدار ایمان خود – و
در طلب خدا دعا آنگاه که از این آبشخور جامى نوشید، مست مى شود. و زمانى که از جلوه هاى معارف الهى مست شده ، قلب او از آیات مختلف ، که هر کدام اثر مخصوصى دارند، تأثیر پذیرفته و با هر معنایى حال و سرورى براى او پیدا مى شود. به این دلیل که نگرش او به هر آیه بگونه اى است که گویا خود مخاطب آن آیه بوده ، یا براى او نازل شده و این آیه فقط براى اوست. آنگاه حالت غم یا خوشحالى ، ترس یا امیدوارى ، توکل یا خوشنودى یا یکتا دانستن خدا به او دست داده و سپس بحسب حالى که از تاثیرات قرآن پیدا کرده، با پناه بردن و استعمار، اعتراف و توبه، دعا و شکر، تسبیح و حمد نمودن و با گفتن «لا اله الا الله » یا «الله اکبر»  به آیات جواب مى دهد.
زمانى که ترس او را فرا گیرد، فکر مى کند که از تمام خیرات و سعادت هایى که در آیات، براى بندگان صالح خدا آمده محروم شده است. و در این حال براى رفع بدبختى خود به پروردگارش پناه مى برد. و هنگامى که امیدوار شد، آرزوى رسیدن به مقامات بالاى کاملین، عارفین و مقربین را مى نامید و از خدا مى خواهد او را نیز از آنان بگرداند. و هنگامى که این تاثرات براى او کامل شد، با برکات وحى و عطایاى خداوند، یقینا ترقى کرده تا جایى که گویا خدا را مى بیند که با او سخن گفته و او را مخاطب قرار داده است و گویا با دل مى بیند که خداوند با الطافش به او خطاب و با نعمت بخشیدن و نیکى کردن با او مناجات مى کند، و در این صورت حال تعظیم ، گوش فرا دادن ، فهمیدن و حیا در او پیدا مى شود.
اگر موفق شد شکر این نعمت را آنطور که سزاوار است ، بجا آورد و با این عطیه الهى آنطور که باید، روبرو شد، خداوند مقام بهتر و بالاترى به او عنایت مى فرماید، بگونه اى که گوینده را در سخنش و صفات او را در کلماتش مى بیند؛ چنانچه امام صادق (علیه السلام ) بنابر روایتى در “توحید صدوق ” مى فرماید: خداوند در کلامش براى بندگانش آشکار مى شود، ولى آنها نمى بینند. در این حال او فقط متوجه گوینده است و به خود یا قرائتش یا چیزهاى دیگر ابدا توجهى ندارد.

خداوندا بحق این مقام ، این مقام را به ما و جمیع مؤمنین عنایت فرما
و بحق اولیاى مقرب و دوستان سعادتمندت – که درود خدا بر همه آنان باد – این نعمت و حال را نصیب ما نیز بنما . 
 
فرآوری : محمدی گروه دین و اندیشه تبیان
منبع : المراقبات، مرحوم آیت الله حاج میرزا جواد ملکى تبریزى (ره)

۱- سوره مطففین آیات ۱۳و ۱۴٫

/ 0 نظر / 18 بازدید